السيد محمد حسين الطهراني

249

الله شناسى (فارسى)

بنابراين معتزله هم مكتبشان باطل است . اين جماعت به منزلهء افرادى هستند نابينا ، دو چشم خود را بسته و با خود مىگويند : ما در روى زمين مىگرديم ؛ خداوند به ما قدرتى و فعلى و اختيارى داده است ، كار مىكنيم و با خدا هم كارى نداريم . خدا كجا و ما كجا ؟ خوب توجّه كنيد ! ما اين مكاتب را كه بررسى مىنمائيم ، نه خيال كنيد كه اين‌ها مكاتبى است مرده ، از ميان رفته ، شيرازه‌اش گسيخته گشته ! بلكه اين‌ها مكاتبى هستند كه طرفدار دارند ، و عملًا بدان سوى روان شده‌اند . تلاش حكماء و فيلسوفان عاليقدر اسلام براى ريشه كن كردن اين عقائد شركيّه جاى بسى تقدير است ؛ ولى بسيارى از مردم بالاخصّ حشويّهء از علماء و آنان كه با مطالب معقوله سر و كار ندارند و مىگويند : رجوع به عقل در هر امرى از امور غلط است و مردم فقط بايد به ظواهر اخبار و آثار تعبّد كنند ، در اين دام مهلك ، پاى و دست و گردن بسته گرفتارند . عملًا مردم را به دنبال همين گونه عقيده سوق مىدهند و مىگويند : اين عقيدهء عوامّ است و ما بيش از اين تكليفى نداريم . بسيارى از دانشمندان ما كه اهل حديث‌اند ، نه اهل حكمت ؛ در دام معتزله گرفتارند بعضى از دانشمندان اهل حديث و روايت ، نه اهل حكمت و درايت ، مىگويند : ما داراى قدرت هستيم ، داراى علم هستيم ، و از پيش خود كارهائى را انجام مىدهيم كه همه بر عهدهء ماست بدون دخالت حضرت حقّ تعالى و تقدّس ، ما اين كارها را مىكنيم و راهى هم به سوى لقاى خداوند نداريم ؛ اين مكتب مكتب اعتزال است ، گرچه بگويند : ما شيعهء اثنى عشرى هستيم ، ولى طبعاً و عملًا از عقائد معتزله پيروى مىكنند و از آن‌گونه افكار و آراء اشراب مىشوند . پس در مقام عمل بر ما لازم است از اين مكتب بيرون آئيم ، و به خروج